❤یـــه روز خــوبــــ میـآد❤
متحان علمی داشتیم قرار شد ببرنمون بزرگترین دبیرستان ناحیه و بعد بزرگترین دبیرستان ناحیه حضرت خدیجه بود بردنمون اونجا گفتن دخترا حق ندارن بیان پایین یه زنگ پسرا یه زنگ دخترا اولن تا اومدیم داخل سالن صدا کل زدن دخترا بلند شد و بعدش رفتیم سر کلاس و خلاصه زنگ پسرا خورد اومدیم پایین من دوم بودم بعد من رفتم دستشویی بعدش زنگ دخترا خورد دخترا ریختن پایین من هنوز دستشویی بودم داشتم زیپ شلوارمو میکشیدم بالا لامصب یکیشون درو باز کرد به جای اینکه اون جیغ بزنه من جیغ زدم دویدم بیرون همه دختر عربا کل میزدن منم سکته کرده بودم

+ پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۵|
|nazi zakhar ♪|
