❤یـــه روز خــوبــــ میـآد❤
اره هستیم... پس چرا درس نمی خونید... از ترم بعد می خونیم... نرسیــده به بعضی از خاطرات بایـــد نوشت : آهسته به یاد بیـــاورید... خطـــر ریزش اشک ! بعضی هارا خودمان به توان رساندیـم... که عددی نبودنــد ... روزی که گفتند به خاطر مرگ معلم دیکته، معلم دیکته و دینی با هم یکی شدند روزی که دین دیکته میکردند چقدر کتک خوردیم چون که به جای عمل صالح نوشتیم امل سالح گفتیم بنویسیم کردار نیک؟جواب کردار نیک ترکه بود گفتیم آقا به خدا اینم درسته...گفت تو خدا میشناسی؟ گفتیم آقا ما شبا باهاش حرف میزنیم...دوسش داریم گفت اونکه فارسی باهاش حرف میزنی خدا نیست دلم شکست...از اونروز خدای قشنگمو ازم گرفتن راه مي افتم............. بدون چتر من بغض مي كنم آسمان گريه من نه عاشـ ــــ ـــقم (وينستون چرچيل) نه از خودت تعريف کن و نه بدگويی. اگر از خودت تعريف کنی قبول نمیکنند و اگر بدگويی کنی بيش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت. (کنفوسيوس) قله ای که یکبــار فتح شـود ... تفــریحگـاه عمـــومی خواهــد شـد ... مواظـب قــله ات باش ...!!! من نازنین هستم که تازه این وب رو ساختم ... خواهر کوچیکه فروغ وینستون (امو امپرس) هستم ... خوشحال میشم مطالبم رو بخونید و نظر بذارید :)
خاطره بد مدرسه:
یهو میبینه، موتو...ر گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!! طرف کم میاره،
راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار. خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی!
من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟! موتوریه با رنگپریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه واستادی...
آخه ... کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت

ونه محــتاج نگاهی که بلغزد برمن
من خــــــودم هستم
...
و تنهایی و یک حس غریب
که به صـــدعشق و
هوس می ارزد
من نه عاشق بودم و نه دلداده
به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید،
من به دنبال نگاهی هستم
که مرا از پس دیوانگیم می فهمد
حال که بزرگ شده ام
و کسی را دوست می دارم
می گویند: فراموشش کن!!

سلام
![]()
