عاقا یه بار بچه بودم یه توپ داشتم غلغلی نبود میزدم زمین رفت خونه همسایه هیچی دیگه همسایمونم جسدشو تحویلمون داد...
جاییزمو از کجا باید بگیرم؟
+ پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۵|
|nazi zakhar ♪|
♪♪♪♪♪ من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم! کودکان را دوست دارم ولی از آینه می ترسم! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم! من می ترسم ، پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم حسین پناهی...